يارو میره خونه دوستش مهمونی؛ شب که همه خوابن زن دوستش پا میشه مهمونه رو بيدار میکنه میگه: بيا بريم عشق کنيم...
يارو میگه: نه، شوهرت بيدار میشه، میفهمه...
زنه میره بالا سره شوهرش يه بشکن میزنه، میگه: ديدی بيدار نشد؛ بيا بريم... يارو میگه: نه، بيدار میشه! زنه میره يکی میزنه توُ گوش شوهرش و میگه: ديدی بيدار نشد؛ بيا بريم... يارو میگه: نه، نه، بيدار میشه! زنه میره توُ آشپزخونه يه ماهيتابه مياره میزنه توُ سر شوهره و میگه: ديدی بيدار نشد؛ بيا بريم ديگه... يارو بازم میگه: نه، يهوقت بيدار میشه!... زنه پا میشه میره توُ حياط؛ مرده بلند میشه به دوستش میگه: جون ننهت باهاش برو، رفت بيل بياره!!
No comments:
Post a Comment