Monday, January 13, 2014
اشتباه کرديم!
دوتا رفيق دارن میرن يه آقايی رو میبينن که از دور داره مياد و با دست زير خشتکشو گرفته و گشادگشاد را میره. سر اينکه چشه با هم اختلافشون ميفته. يکیشون میگه: يارو خايههاش غُره! اونيکی میگه: نه، لایِ پاش عرقجوش زده!
يارو بهشون میرسه. جلوشو میگيرن و يکیشون جريانو واسهش تعريف میکنه و میگه: حالا شما بگين کدوممون اشتباه کرديم؟
يارو میگه: عزيزانِ من! هرسهتامون اشتباه کرديم: هم شما که فکر کردی من خايههام غُره؛ هم اين رفيقت که فکر کرده لای پام عرقجوش زده؛ هم منِ گوربهگورشده که رفتم بگوزم، ريدم...
تخمای گلفروشه!
ترکه میره گلفروشی، میگه: گل بنفشه دارين؟ يارو میگه: نه؛ ترکه میپره تخمای گلفروشه رو میگيره، گلفروشه میگه: مرتيکه! چيکار داری میکنی، ولم کن، ترکه میگه: زنم گفته اگه گل بنفشه نداشت، تخمشو بگير...
خاك، آب، گاز، برق!
به تركه میگن: با خاك، آب، گاز، برق، يه جمله بساز. میگه: خاك بر سر من كه تا يه گاز از زنم میگيرم آبم زرتی مثل برق مياد...
دارم میرم برينم...
بچّههه میبينه باباش داره شلوارشو درمياره، میگه: بابا، داری میری دستشويی؟ باباهه میگه: نه، دارم میرم برينم به بختِ خودم که تو هنوز بيداری!
^^^^
بابا میخواي برينی به خونه!؟
^^^^
بابا میخواي برينی به خونه!؟
دعوا نکنين...
دوتا اسپرم با هم دعوا میکنن... اوّلی میگه: میخوام دختر بشم! دوّمی میگه: میخوام پسر بشم! سوّمی که يهگوشه وايستاده، میگه: دعوا نکنين کسمشنگا... توُ کونايم!!
همينو میخواستين...؟
لره ازدواج میکنه؛ شب حجله همه پشت در اتاق دست و سوت میزدن. يهو لره شاکی از اتاق مياد بيرون میگه: خوب شد، همينو میخواستين... رفت تو کونش!
کاندومِ خوب!
ترکه میره داروخونه میگه: آقا کاندوم داری؟
داروخونهای میگه: چه مدليشو میخوای؟ ميوهای، خاردار،...
ترکه میگه: ايلادا نمیدونم فکرکن برا خواهر مادر خودت میخوای يه خوبشو بده!!!
شلوارتو دربيار...
لره دختره رو میبره خونه, دختره با عشوه بش میگه شلوارتو دربيار میخوام بخورمش! لره میگه شلوارم کثيفه؛ بيا پيرهنمو بخور!
(اين لطيفه، به اسمِ غضنفر هم آمده!)
(اين لطيفه، به اسمِ غضنفر هم آمده!)
من از دندونکشيدن بيشتر از حاملهشدن میترسم
زنه میره دندونپزشکي؛ میگه: آقای دکتر، من از دندونکشيدن بيشتر از حاملهشدن میترسم. دکتره میگه: خانوم زودتر تصميم بگير میخوام صندلی رو تنظيم کنم!
حاملهش کنين...
يهروز به يه ايرانی و يه امريکايی و يه عرب، به هرکدوم يه ميمون میدن، میگن حاملهش کنين!
ايرانيه 3 قلو حامله میکنه،
امريکائيه 2 قلو،
عربه 1 قلو...
به عربه میگن: تو با اين دم و دستگاه، چرا فقط 1 قلو حامله کردي؟
عربه میگه: آخه به من نر انداخته بودن بیشرفا!
ايرانيه 3 قلو حامله میکنه،
امريکائيه 2 قلو،
عربه 1 قلو...
به عربه میگن: تو با اين دم و دستگاه، چرا فقط 1 قلو حامله کردي؟
عربه میگه: آخه به من نر انداخته بودن بیشرفا!
اعمال مخصوص شب جمعه آخوندا
اعمال مخصوص شب جمعه آخوندا: اول دعای ندبه، بعد دستزدن به دنبه، مالش ناز قلمبه، اندكی هم تلمبه، غسل و نماز جمعه...
رونالدو!
به پيرزنه میگن: اگه جوون و خوشگل بودی دوست داشتی با کی ازدواج کنی؟ میگه: با رونالدو... میپرسن چرا؟ میگه: آخه فردوسیپور هی میگه: "چه میکنه اين رونالدو."
امان از توالتفرنگی!
لره رفته بود امريکا خونه برادرش، بلد نبود بره توالت فرنگی، توی گلدون میريد و خاک روش میريخت. بعد از برگشتنش، برادره از امريکا تماس میگيره میگه: شرگ الله، فقط بگو ديگه کجا ريدی که تا حالا 3تا خونه عوض کردم هنوز بو گيت مياد!!
هُل ندين بیپدرا!
اسپرما يهجا جمع بودن، يه اسپرم پير مياد میگه: بزاريد اين دفعه من برم؛ میخوام آدم بشم. موقع خارج شدن، يههو دستاشو میگيره دو طرفِ ديواره و میگه: آی! آی! هُل ندين بیپدرا! اين دفه، مادرجنده داره جلق میزنه!
زنِ سياهسفيد!
يه روز دو تا پسره میرن قطب شمال، میرسن به يه اسکيمو، بهش میگن:
- آقا شما اينجا زن سياه دارين؟
- آره داريم!
- زن سفيد هم دارين؟
- بله، زن سفيد هم داريم!
... - زن سياه و سفيد چي؟ اونم دارين؟
- نه، زن سياه و سفيد نداريم!
يهو يکيشون میزنه پس گردن اون يکی و میگه: احمق! نگفتم اين که میکرديم پنگوئنه!
- آقا شما اينجا زن سياه دارين؟
- آره داريم!
- زن سفيد هم دارين؟
- بله، زن سفيد هم داريم!
... - زن سياه و سفيد چي؟ اونم دارين؟
- نه، زن سياه و سفيد نداريم!
يهو يکيشون میزنه پس گردن اون يکی و میگه: احمق! نگفتم اين که میکرديم پنگوئنه!
خطبهیِ عقد!
خطبهی عقد رشتيا: النکاحُ سنتی، و بعدش خوش به حال امّتی، فقط لطفاً نوبتی، اووووی اصغر نزن جلو، غربتی!
وای بر من!
دوتا میرن کونِ هم بذارن. يکیشون میره بالا، هنوز يهکم توش نکرده، زيريه کونشو میجمبونه و میگه: آره غربون کيرت بشم! بزن توش، پاره کن، بدرّون، اصلاً بزن چاکچاکش کننن...!
يهو بالاييه میکشه بيرون و دِ دررو!
زيريه صدا میزنه: هی! چی شد؟ کجا داری میري؟!
يارو همونجور که داره درمیره داد میزنه، میگه: برو خارکسته! مگه ديوونهم؟ تو به کونِ خودتم رحم نمیکنی، وای به کونِ من!!
يهو بالاييه میکشه بيرون و دِ دررو!
زيريه صدا میزنه: هی! چی شد؟ کجا داری میري؟!
يارو همونجور که داره درمیره داد میزنه، میگه: برو خارکسته! مگه ديوونهم؟ تو به کونِ خودتم رحم نمیکنی، وای به کونِ من!!
فتوایِ طبسی!
دوتا طبسی میرن کون هم بذارن. بالاخره بايد يکیشون اوّل بخوابه؛ میخوابه و اونيکی میره بالا و، دِبزن توش! کارش که تموم میشه، برقی تمبونشو میکشه بالا و دِ دررو. يارو که زير بوده داد میزنه: خا خواهرکُسته! فِگ مَکُنی اوُ قِنِّ که کِردی، حَلارَم بُ؟
(خوب، خواهرکسده! فکر میکنی اون کونی که کردی حلال هم بود؟)
(خوب، خواهرکسده! فکر میکنی اون کونی که کردی حلال هم بود؟)
کجات بذارم؟
نصف شب شوهره به زنش میگه: عزيزم كجات بذارم؟ بچههه از اتاق بغلی داد میزنه: بابا! بابا! كونش بذار؛ امروز منو زد....!
چرا آخوند شدی؟
قزوينيه میره آخوند میشه، میگن چرا آخوند شدی؟ میگه آخه شنيدهم مردم به روحانيت پشت کردهن!
قربانی!
به قزوينيه میگن شما قربانی هم میکنين؟ میگه واسه ما فاميل مهم نيست؛ از هر خونوادهيی باشه میکنيم!
قانون چهل و دوم نيوتن
قانون چهل و دوم نيوتن: اگه ديدين بر خلاف قانون جاذبه، چيزی داره بلند میشه، کونتونو وردارين و فرار کنين...
زن و زندگی و دست و زندان!
نلسون ماندلا در کتاب خاطرات خود مینويسد: در مبارزاتام، زنام نقش دست راستام را بازی میکرد، و در زندان، دست راستام نقش زنام را!
به امام...!
يهبار دوتا قزوينی داشتن کون هم میذاشتن، کميته میرسه، اونی که داشته میکرده میبينه هوا پسه و فرصت هم نيست بکشه بيرون، همينجور به کردن ادامه میده و بلند بلند داد میزنه: به امام فحش میدی، ها؟
از روبهرو!
دوتا قزوينی از كنار هم رد میشن، يههو يكیشون برمیگرده میگه: ببخشيد اكبرآقا، از روبهرو نشناختمتون!
نماز در قزوين!
فتوای مراجع تقليد: اگر نمازگزار در حالت ركوع يادش بيايد كه در قزوين است، احتياط واجب آن است كه بهجای نماز، فاتحهی خود را بخواند!
مصرفِ سرانهیِ گوشتِ قرمز!
از آخونده میپرسن: مصرف سرانهی گوشت قرمزتون چقدره؟ میگه: روزی ۵۰ الی ۶۰ کيلو. خبرنگار میپرسه: چقدر زياد؟ يه موتوری از اونجا رد میشده داد میزنه: حاج آقا!... کيرم دهنت! آخونده میگه: ملاحظه فرمودين؟
فيل و مورچه!
مورچههه با يه فيل ازدواج میکنه شب اول که آهان آهان میکنن، فرداش فيله ميفته میميره؛ مورچههه میگه: اَه! يهشب کس کردم يهعمر بايد قبر بکنم!
دزدِ دوچرخه!
بچههه رفت پاسگاه، گفت: دوچرخهمو دزديدن.
پليس گفت: به كی شك داری؟
گفت: بابام.
پليس: چرا؟
چون ديشب هی به مامانم میگف: بشين روش، بريم تا علی نيومده.
پليس گفت: به كی شك داری؟
گفت: بابام.
پليس: چرا؟
چون ديشب هی به مامانم میگف: بشين روش، بريم تا علی نيومده.
دليل!
خانم فروشنده:
آقا اينجا سيگار نكش.
خريدار:
اين سيگارو الآن از خودتون خريدم.
خانم:
خب باشه، ما اينجا كاندوم هم میفروشيم دليل نمیشه منو بكنی!
آقا اينجا سيگار نكش.
خريدار:
اين سيگارو الآن از خودتون خريدم.
خانم:
خب باشه، ما اينجا كاندوم هم میفروشيم دليل نمیشه منو بكنی!
چرا نُهتا؟
مرده میره داروخونه میگه: آقا نُهتا کاندوم بده. يارو میگه: حالا چرا نُهتا؟ میگه: اگه خودتم کونت میخاره، خُب دهتا بده!
^^^^
روايتِ جالبتر:
چرا 100 تا نمیخری؟
^^^^
روايتِ جالبتر:
چرا 100 تا نمیخری؟
مداد!
به مشهديه میگن يه جمله بگو که توش 3تا مداد داشته باشه... میگه: مو يه دوسدختر داشتوم, آی مداد, آی مداد, آی مداد...
دومادِ خارجکی!
طرف به رفيقش میگه: يه دوماد خارجکی نصيبم شده، وایییی! نمیدونی چقدر آقاست. شبا میخواد که ما اذيت نشيم، هی به دخترم میگه: suck it! suck it!
قزوينیِ متّهم!
قاضی خطاب به متّهم قزوينی: طبق نظريهی پزشكی قانونی متّهم هستيد به پارگی مقعد، شكستگی استخوان لگن، شكافتگی روده، تركيدگی ستون فقرات، چه دفاعی داريد؟ قزوينيه میگه: آقای قاضی يه كون كرديم ديناميت كه كار نذاشتيم...
سيخ!
پيرمرده به زنش: ياد جوونی بهخير. اون وقتا به موهام دست میزدی كيرم سيخ میشد، حالا به كيرم دست میزنی موهام سيخ میشه....
چرا غواصها به پشت میپرن تو آب؟
از يارو میپرسن: میدونی چرا غواصها به پشت میپرن تو آب؟ میگه: چون اگه به جلو بپرن میافتن تو قايق!!
شمارهیِ غضنفر!
يکی زنگ میزنه 118 میگه شماره غضنفر رو دارين؟ يارو میگه نه، میگه پس من میگم تو يادداشت كن داشته باشی.
مرحوم وصيت کرده سياه نپوشين...
تو مراسم ختم يه بندهخدايی میگن: مرحوم وصيت کرده سياه نپوشين. يکی داد میزنه: مرحوم گه خورده، ما به احترامش میپوشيم...
چی میگن؟
از يارو میپرسن به زنبورهايی که از کندو محافظت میکنن چی میگن؟
يارو میگه: خُب میگن "خسته نباشين"!
يارو میگه: خُب میگن "خسته نباشين"!
گربه!
مردی از اينکه زنش به گربهی خانه بيشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، يک روز گربه را برد و چندتا خيابان آنطرفتر ول کرد.
ولی تا رسيد به خانه، ديد گربه زودتر از اون برگشته خونه.
اين کار چندين دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود.
بالاخره يک روز گربه را با ماشين گرداند، از چندين پل و رودخانه و پارک و غيره گذشت و بالاخره گربه را در منطقهای پرت و دورافتاده ول کرد.
آن شب مرد به خانه بر نگشت؛ آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه لعنتی خونهس؟
زنش گفت: آره.
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!
ولی تا رسيد به خانه، ديد گربه زودتر از اون برگشته خونه.
اين کار چندين دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود.
بالاخره يک روز گربه را با ماشين گرداند، از چندين پل و رودخانه و پارک و غيره گذشت و بالاخره گربه را در منطقهای پرت و دورافتاده ول کرد.
آن شب مرد به خانه بر نگشت؛ آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه لعنتی خونهس؟
زنش گفت: آره.
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!
آبِ سنگين!
اصفهانيه يه بطری آب معدنی میخره يه کمی ازش میخوره، به زنش میگه: زن يوخوده آب بيار بريزيم توش خيلی غليظس!
پيرزنه میره دندونپزشکی...
پيرزنه میره دندونپزشکی لنگاشو میده بالا، دکتره میگه اينجا که زنان و زايمان نيست. پيرزنه میگه حرف نزن، دندونای حاجی رو در بيار!
مقصّرِ تصادف!
لره با ماشين میزنه به يک مغازه، به مأموره پول میده میگه: جان ما يه کاری کن مغازه مقصر بشه!!
شير وحشی بهم حمله کرد!
آبادانيه داشت واسه دوستش تعريف میکرد: آره، چند وقت پيش داشتم توی جنگل میرفتم، که يکدفعه يک شير وحشی بهم حمله کرد، منم نتونستم فرار کنم اونم منو گرفت و خورد...
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زندهای و داری زندگی میکنی!!
آبادانيه میگه: ای بابا، تو به اين میگی زندگی!؟
دوستش میگه: آخه چطوری میشه؟ تو که الان زندهای و داری زندگی میکنی!!
آبادانيه میگه: ای بابا، تو به اين میگی زندگی!؟
چشمِ خمار!
سر درس عملی دامپزشکی:
دانشجوی دختر: استاد، میشه بگين چشای اين گاوه چرا اينقدر خماره؟
پسره: استاد، اجازه هس ما جوابشونو بديم؟
- بده...
پسره: خب شمام اگه روزی دو بار پستوناتونو بمالن ولی نکننتون، چشاتون ازينم خمارتر میشه، دلبندم!
دانشجوی دختر: استاد، میشه بگين چشای اين گاوه چرا اينقدر خماره؟
پسره: استاد، اجازه هس ما جوابشونو بديم؟
- بده...
پسره: خب شمام اگه روزی دو بار پستوناتونو بمالن ولی نکننتون، چشاتون ازينم خمارتر میشه، دلبندم!
اعتماد!
زنه میره دکتر، دکتره بهش میگه حاملهين خانم. میگه: يعنی چه آقای دکنر، من سهساله شوهرم مرده، میگه: من چی میدونم... حاملهين خانم. خانمه میگه: وا! خدا مرگم بده، ديگه به بادمجونم نمیشه اعتماد کرد...
واسه خوردن!
دوتا دختر دانشجون کنار بساط ميوهفروشی.
يکیشون داره موز سوا میکنه، يه هفشتايی گذاشته تو پاکت؛ دوسش بهش میگه: ببين، واسه خوردنمونم چنتا وردار!
يکیشون داره موز سوا میکنه، يه هفشتايی گذاشته تو پاکت؛ دوسش بهش میگه: ببين، واسه خوردنمونم چنتا وردار!
حکمتِ الهیِ پيچِ روده
از لره میپرسن: چرا رودهی انسان پيچپيچه؟ میگه: خانهت آباد! اگه گوز سر اين پيچا سرعتش کم نشه که کونتو پاره میکنه!
در سازمان ملل
رئيس سازمان ملل خطاب به احمدینژاد: محمود جان! اين کليدا رو بگير هر موقع حرفات تموم شد برقا رو خاموش کن، شير گاز رو ببند، در رو قفل کن برو.
قبل از غذا
غضنفر داشت قرصو بهزور تو كونش میكرد، بهش گفتن چرا همچين میكنی؟ گفت: آخه اين لامصبو بايد قبل از غذا میخوردم...
نقدِ مطبوعات!
از لره میپرسن نظرت راجع به روزنامهها چيه؟ میگه جام جم خشکه، رسالت تيزه، آفتاب نرمه، کيهان عاليه؛ بقيّهشم هنو امتحان نکردهم!
تأهّلِ مجدّد!
سه نفر مردند، خداوند فرمود: اولی بهشت، دومی جهنم، سومی طويله. فرشته پرسيد: چرا؟ خداگفت: اولی زن داشته، دنياش جهنم بوده؛ دومی مجرد بوده، دنياش بهشت بوده؛ سومی زنش مرده، مرتيكه خر، رفته دوباره زن گرفته!
صندوقِ صدقات!
كميتهی امداد از برادران لر خواست كه بعد از انداختن سكه به صندوق صدقات، بچههای خود را سوار صندوق نكنند!
بذار بزنه جونش در بره!
کسی يه يارويی رو میبينه که يه ترکهرو زير مشت و لگد گرفته و داد میزنه: غضنفر! میکشمت؛ میکشمت غضنفر! طرف میره جلو، میگه: چيکار میکنی آقا؛ کشتيش؛ نزن؛ دِ بهت میگم نزن ديگه. ترکه از زيرِ دست و پای يارو با ختده میگه: ولش کن، بذار بزنه جونش در بره؛ من که اسمم غضنفر نيست!!
غضنفر و ماشين پر پول!
به غضنفر میگن يه ماشين پر پول بهت بدن چيکار میکنی؟ میگه: پنجهزار تومن میگيرم خاليش میکنم!
رشتی و باغ
به رشتيه میگن: زنتو برديم باغمون. رشتيه میگه: برو رد کارت؛ شما به اون چارتا درخت میگی باغ؟!
بدو غضنفر...
يارو ترکه تُو طبقهی سیام يه ساختمون مشغول کاره که يهو يکی از پايين داد میزنه: غضنفر! بدو که بچّهت رفت زير ماشين، زنت بردش بيمارستان. ترکه از همون بالا شيرجه میزنه. يه پنجشش طبقهای که همونجور با سر میآد، يهو میگه: ئه، من که بچّه ندارم. و همومجور با سرعت داره رو به آسفالت میره. چند طبقهی ديگه که میره يهو میگه: ئه، من که هنوز زن نگرفتهم. باز چند طبقهی ديگه میره و يکدفعه مکث میکنه و میگه: ئه ئه، من که اصلاً اسمم غضنفر نییی...
قزوينی و مسابقهیِ 20 سؤالی
قزوينيه میره مسابقهی 20 سؤالی. يارو مجری میگه: شما میتونين با بيست تا سؤال، به پاسخ درست برسين. خب، سؤال اوّلتونو بپرسين. قزوينيه میگه: گرده؟ يارو میگه: آره. قزوينيه میگه: کون! يارو میگه: اصلاً شوخی خوبی نبود آقا؛ لطفاً ادبو رعايت کنين؛ سؤالِ دوّمتونو بپرسين. قزوينيه میگه: سفيده؟ يارو میگه: بعله. قزوينيه میگه: کونه! يارو عصبانی میشه، میگه: يهبار ديگه بینزاکتی کنين اخراج میشين؛ حالا لطفاً سؤالِ سوّم رو بپرسين. قزوينيه میگه: سولاخ داره؟ مجری میگه: نه آقا. قزوينيه عصبانی میشه، میگه: ئه! اين چهجور کونيه که سوراخ نداره؟!
آهای کمک! کمک!
قزوينيه تُو قزوين دنبال يه بچّه مسافر میکنه؛ بچّههه در میره، قزوينيه هم دنبالش. بچّههه بدو، قزوينيه بدو؛ تا يهو بچّههه میبينه تهِ يه کوچهی بنبست موند و قزوينيه هم رسيد. شروع میکنه به دادزدن: کمک! آهای کمک! کمک! قزوينيه با خونسردی نگاش میکنه میگه: ببين پسرجان، بيخودی داد نزن؛ اينجا اگر کسی به کمک بياد، به کمکِ من مياد نه تو!
Subscribe to:
Comments (Atom)