Wednesday, February 5, 2014

پدرِ يکی از بچّه‌هایِ من!

يارو توُ مترو بود، خانومه به‌ش سلام کرد.
يارو گفت: ببخشيد، به‌جا نياوردم!
خانومه گفت: فکر کنم شما پدرِ يکی از بچّه‌هایِ من هستيد...
يارو گفت: تو همونی هستی که با دوست‌ام برديمت خونه؟
خانومه سرخ شد، گفت: بی‌شعور! من دبيرِ رياضیِ دخترتم...

No comments:

Post a Comment