Monday, January 13, 2014

هُل ندين بی‌پدرا!

اسپرما يه‌جا جمع بودن، يه اسپرم پير مياد می‌گه: بزاريد اين دفعه من برم؛ می‌خوام آدم بشم. موقع خارج شدن، يه‌هو دستاشو می‌گيره دو طرفِ ديواره و می‌گه: آی! آی! هُل ندين بی‌پدرا! اين دفه، مادرجنده داره جلق می‌زنه!

No comments:

Post a Comment