Monday, January 13, 2014

آهای کمک! کمک!

قزوينيه تُو قزوين دنبال يه بچّه مسافر می‌کنه؛ بچّه‌هه در می‌ره، قزوينيه هم دنبالش. بچّه‌هه بدو، قزوينيه بدو؛ تا يهو بچّه‌هه می‌بينه تهِ يه کوچه‌ی بن‌بست موند و قزوينيه هم رسيد. شروع می‌کنه به دادزدن: کمک! آهای کمک! کمک! قزوينيه با خونسردی نگاش می‌کنه می‌گه: ببين پسرجان، بيخودی داد نزن؛ اينجا اگر کسی به کمک بياد، به کمکِ من مياد نه تو!

No comments:

Post a Comment