Tuesday, January 14, 2014

برهانِ قاطعِ حسن‌کودک!

يه‌روز توُ قزوين يه بابا و ننه دست بچّه‌شون رو می‌گيرن می‌برن کلانتری و به افسره می‌گن: سرکار اين چه شهريه؟ اين چه زندگيه؟ اين بچّه رو کردن، کون‌ش آش‌ولاش شده؛ پاره‌پوره شده! افسره نگاه می‌کنه می‌بينه: اوه‌ه‌ه اين‌که پاک پاره شده! رو می‌‌کنه به سربازش و می‌گه: اين‌کار، کار حسن‌کودکه؛ زود بگيرين بيارينش. بعد از نيم‌ساعت يه يارو سبيل‌کلفته رو دست‌بسته ميارن. افسره بهش می‌گه: تو خجالت نمی‌کشی؟! ببين با اين بچّه چی‌کار کردی؟ حسن‌کودک نگاه می‌کنه، می‌گه: نيگا کن تورو خدا! ‌کون بچّه پاره‌پوره شده سرکار! خدابه‌دور که کارِ من باشه... کارِ آدم تازه‌کار بوده! من کون بچّه‌ی شيش‌ماهه می‌ذارم، از خواب بيدار نمی‌شه جونِ شما!

No comments:

Post a Comment