داداش كوچيكهی تهرونيه مياد ازش میپرسه: داداشی، بالقوّه و بالفعل يعنی چی؟
پسره میگه: ببين، واسه اينكه خوب معنیشو بفهمی، برو از مامان بپرس اگه بهش يهميليون دلار بدن، حاضره با يه مرد غريبه بخوابه؟
پسره میره میپرسه، برمیگرده میگه: مامانی میگه واسه يهميليون آره!
داداش بزرگه میگه: آفرين. حالا برو از آبجی زهره بپرس، ببين اونم حاضره؟
داداش كوچيكه باز میره میپرسه، برمیگرده میگه: آره... میگه از خدا هم میخوام! حالا اينا چه ربطی دارن داداشی؟
داداش بزرگه میگه: ببين، بالقوّهی قضيه اينه كه ما الان تو خونهمون دوميليون دلار پول داريم... ولی بالفعلش اينه كه من و تو هردومون مادرجنده و خواركستهايم!!
No comments:
Post a Comment