Tuesday, January 14, 2014

غضنفر در قطار داماد می‌شود!

غضنفر توی کوپه‌ی قطار با يه خانم غريبه همسفر بوده. شب خانمه می‌ره تخت بالايی می‌خوابه و غضنفر تخت پايينی. نصف شب خانمه می‌گه: سردمه، کاش شما می‌تونستی می‌رفتی از مأمور قطار برام پتو می‌گرفتی. غضنفر می‌گه: می‌خوای خانم امشب فرض کنيم زن و شوهر هستيم تا هردومون گرم شيم؟
خانمه که همچين بگی‌نگی از پيشنهاد بدش نيومده بوده، می‌گه: باشه حاضرم.
غضنفر می‌گه: پس پاشو برو يه پتو برا خودت بگير، برا منم يه چايی بيار، خانم‌جان!!

No comments:

Post a Comment